ستاره خاموش
!براي اين دلتنگي هميشگي، پاداشي جز سکوت نيست
شکایت های دلمو تا ته قصه چه پیدا و چه پنهون با توام زیر آوار مصیبت یا که بارون با توام دل به دریا زدم و کاری به دنیا ندارم تو سکوت سنگی دنیا غزلخون با توام هرچی تنهاتر بشی دنیا تورو کمتر میخواد خودت اون وقت میبینی چقدر فراون با توام سخت گرفته همه دنیا که تورو رها کنم تو هجوم سختیا ببین چه آسون با توام تو زمستون سیاه و سینه سوز روزگار سخته باور مثل جنگل تو بهارون با توام غرق موج عشقتم هرجا بری باهات میام تو سکوت برکه و خروش کارون با تواام
پیش کدوم کس ببرم
که از رفیق و نارفیق
دوباره رو دست نخورم
حکایت تنگیه دل
با کی بگم که بعد از این
تو کوچه های بی کسی
به راه بن بست نخورم
وای که از این روزای سخت
خیلی دلم گرفته
از این زمین بی درخت
خیلی دلم گرفته
وقتی نمونده با کسی
عشقمو قسمت بکنم
از این همه شوری بخت
خیلی دلم گرفته
خیلی دلـــم گرفته
دورم از شهر و دیار
خسته از غیبت یار
نا رفیقی یه طرف
غم غربت به کنار
از حقیقت نمی گم
که سرش رفته به دار
من از این دلهره هاااا
ندارم راه فرار ....
ای شهر پر خروش, تو را یاد میکنم
دل بسته ام به او و تو او را عزیز دار
من با خیال او دل خود شاد میکنم
"فروغ"
| Design By : Night Skin |

