ستاره خاموش
!براي اين دلتنگي هميشگي، پاداشي جز سکوت نيست
رفته است و مهرش از دلم نمیرود ای ستاره ها٬ چه شد که او مرا نخواست ؟ ای ستاره ها٬ ستاره ها٬ ستاره ها پس دیار عاشقان جاودان کجاست ؟ "فروغ" پشت آن پنجره بین تو وبین تردید پشت آن پنجره یک لحظه تو را خواهم دید با تو از گمشده های دل خود خواهم گفت با تو از آن همه آتش که درونم لغزید و نگاهت که پر از نور و پر از آبی هاست می برد چشم مرا در سفری سبز و سپید می برد تا ته آن آبی ها ، سمت خدا و خدایی که در آنجا به همه دل بخشید تن من تشنه ترین تشنه ! ولی آن لحظه ابرهایی پر باران زتنت خواهد چید تو نفهمیدی چرا من ز تو دل کندم؟ پشت آن پنجره یک لحظه تو خواهی فهمید! باز من و غرورم و خاطرهامون و بی کسی باز دوباره عکس تو تو دستمه

باز شده آرزوم که دیگه به هم می رسیم
اسم من داره نم نم از توی خاطر تو میره
من میخواستم با تو باشم عزیزم حیف دیگه خیلی دیره
بی تو روزام رنگ شب شد
بی تو قلبم جون به لب شد
می خوام اینجوری نمیرم
بیا با تو جون می گیرم
دلخوشی این دل خستمه
کاش بدونی من چه دلتنگتم
ای کاش فکر من باشی نازنینم یک دم
| Design By : Night Skin |


