تبليغاتX
ستاره خاموش


ستاره خاموش

!براي اين دلتنگي هميشگي، پاداشي جز سکوت نيست

 

پشت این پنجره ها وقتی بارون میباره
وقتی آهسته غروب . تو خونه پا میذاره
وقتی هر لحظه نسیم . توی باغچه ها میاد
توی خاک گلدونا . بذر حسرت میکاره
وقتی شبنم میشینه . رو غبار جاده ها
وقتی هر خاطره ای تورو یادم میاره
وقتی توی آینه . خودمو گم میکنم
میدونم که لحظه هام . رنگ آبی نداره
تازه احساس میکنم که چشام بارونیه
پشت این پنجره ها داره بارون میباره

نوشته شده در شنبه بیست و هفتم مهر 1387ساعت 21:20 توسط ..*ღწஜ* §Д)-(ДЯ *წஜღ*.. | |

وااااااااااااای سلاااااااااام سلااام  

چیه اینطوری نگام میکنید ؟؟؟

این دفعه خواستم یه چی جدید باشه .... از این فاز غمگین حسابی خسته شدم

################# #################

 اینجا رو : شهین و مهین و اقدس ، اوستا و شاگرد و ور دست ، پیچ گوشتی و انبر دس...دس دس...

دس دسی ، باباش میاد ، بوی جوراب پاش میاد ، خدا به خیر بکنه باید بریم در ، در ، در...

درو وا کن عزیزم ، درو وا کن عزیزم ، میخوام بیام بگیرمت ، یه چیزی گفتم حالا آخه کی دیگه میگیردت؟
من مث حبه ی انگور ، حسابی شادم و شنگول ، تو که مثل ماه می مونی پیشمی شب تا سپیده...

صدیقه ، از اون روز که بابات تاکسی خریده ، دیگه خواب شب از سرم پریده ، سکینه ، صدیقه ، سپیده ، بزرگ شده ، قشنگ شده ، پدر سوخته حسابی قد کشیده ، آره قد ، قد ، قد...

قد و بالای تو رعنا رو بنازم...
شیکم گنده ی آقا رو بنازم...

تو که با کله ی طاس ، میخوری یه سطل ماست
تو که با عشوه گری ، میخوری نون بربری
سوار کره خری ، چرا نمی رقصی؟
نکنه میترسی؟

نوشته شده در سه شنبه بیست و سوم مهر 1387ساعت 22:22 توسط ..*ღწஜ* §Д)-(ДЯ *წஜღ*.. | |

یه کاری کن که میتونی

یه خونه شو تو ویرونی.........

از این بیشتر نپرس از عشق

نمی دونم ... نمی دونی ....

تو این تقویم دلمرده ٬کسی اشکاشو نشمرده .....

کجا دیدی که تنهایی ٬غماشو باخودش برده ....

یه کاری کن از این بیشتر نیوفتم تو غم آخر

نذار شمع حظور من یه شعله شه تو خاکستر

نگو دوره ... نگو دیره ...نگو این قصه دلگیره

یه عمری رفته ازدستم ........نیای عشق تو می میره ..!

 

نوشته شده در شنبه بیستم مهر 1387ساعت 15:31 توسط ..*ღწஜ* §Д)-(ДЯ *წஜღ*.. | |

در جاده های گمراهی می رفتم
اندوهناک،مردد
دست های مهربان تو راهنمایم شدند
در افق دوردست، پریده رنگ
میدرخشید امید ضعیف
سحری
با نگاه تو صبح شد.
هیچ صدایی جز صدای بی صدا

مسافر را ترغیب نمی کرد
صدای تو بود که می گفت :پیش بیا ،باز هم!
قلب ترسان من ،قلب تاریک من
می گریست ،
تنها
،روی جاده محزون
عشق آن فاتح دلچسب
در میان شادی ، مارا به هم رساند!
نوشته شده در چهارشنبه هفدهم مهر 1387ساعت 8:5 توسط ..*ღწஜ* §Д)-(ДЯ *წஜღ*.. | |

شب بود و ستاره توی کهکشون
غم بود و نگاهی رو به آسمون
با چشم خسته
قلبی شکسته
باز پر شده قلبش از گلایه ها
باز می گه غماشو با ستاره ها
طاقت نداره .....
چشم انتظاره .....
شبای با هم بودن گذشت
هرکسی رفت دیگه برنگشت
ستاره آی ستاره از اوج آسمونا
بگو تا بشنون نا مهربونا

چرا باید بمونن حالا تنهای تنها
اونا که بودن عمری همدم ما .....

نوشته شده در جمعه دوازدهم مهر 1387ساعت 5:16 توسط ..*ღწஜ* §Д)-(ДЯ *წஜღ*.. | |

میگی از زندگی خسته ام

به خدا منم شکسته ام

میگی موندگار نمیشی

مگه من راهتو بستم ..؟؟

میگی رفتن آرزوته

خب برو ..! خدا به همرات

ولی بغض غم نباشه ... توی لرزش نفسهات
نوشته شده در پنجشنبه چهارم مهر 1387ساعت 11:58 توسط ..*ღწஜ* §Д)-(ДЯ *წஜღ*.. | |


Design By : Night Skin

__________________________

جدیدترین کد آهنگ