ستاره خاموش
!براي اين دلتنگي هميشگي، پاداشي جز سکوت نيست
****** اشتباه نشه این وداع اسم شعر من فعلا" در خدمتم ....!!!!!!! بعضی از دوستان گفته بودن که عکسهایی از قطر بزارم اینم یه چندتا عکس امیدوارم خوشتون بیاد.(ولی باور کنید هیچ جا ایران خودمون نمیشه. شاد باشید. همییین...!!! اشک ها و درد ها رنگها و باز هم رنگها .. اما این روح جوان هنوز پا بر جاست . خداوندا ببین که بنده کوچکت هنوز بر پاهای خود استوار است ... پروردگارا ... جوانه نوپای گل امید ... سخت کار میکند حتی در این بیابان بی آب و علف ... چون تو می خواهی ! چون تو آب و خورشیدش می شوی ... تو برایش دست میزنی و او مست و ترانه خوان همچنان می آید ...می آید و می آید . تو يعني گونه هاي غنچه اي را ***** سلام به همه دوستان گل امیدوارم که خوب و خوش و سلامت باشید و مثل من تعطیلات خوبی رو گذرونده باشید.راستش چهارشنبه برگشتم اصلا دلم نمی خواست که برگردم اما مجبور بودم از آشیون دل کندن و رفتن که آسون نیست... دیگه باید برم شاد باشید. همین...!!! جدی جدی دلم واسه همتون تنگ شده ۴شنبه بر میگردم. میدونید حسابی خوش میگذره جای همتون خالی نیلی رفتم سید مظفر هنوز نرفتم ولی قراره برم خلاصه هرچی بگم بازم کمه ولی از هرچی بگذریم از دریا نمیشه گذشت آخ چه دریایی داره چه ساحلی داره من که هر شب میرم پارک دولت لب دریاست جشنواره هم هست هر جا میری یه عده چادر زدن و خلاصه بساطی راه انداختن من که اولین باره دارم میبینم من دیگه باید برم خوش باشید(میبینمتون)
مي روم خسته و افسرده و زار
سوي منزلگه ويرانه خويش
به خدا مي برم از شهر شما
دل شوريده و ديوانه خويش
مي برم تا كه در آن نقطه دور
شستشويش دهم از رنگ نگاه
شستشويش دهم از لكه عشق
زين همه خواهش بيجا و تباه
مي برم تا ز تو دورش سازم
ز تو اي جلوه اميد محال
مي برم زنده بگورش سازم
تا از اين پس نكند یاد وصال
ناله مي لرزد
مي رقصد اشك
آه بگذار كه بگريزم من
از تو اي چشمه جوشان گناه
شايد آن به كه بپرهيزم من
بخدا غنچه شادي بودم
دست عشق آمد و از شاخم چيد
شعله آه شدم صد افسوس
كه لبم باز بر آن لب نرسيد
عاقبت بند سفر پايم بست
مي روم خنده به لب ‚ خونين دل
مي روم از دل من دست بدار
اي اميد عبث بي حاصل
خوووبید؟
)























او که آنشب به اشکهایش میخندید تو نبودی ...
بی رحمی افکار و طوفان وحشت آینده ... و گل تنهای امید که برهنه و تنها به امید روز آفتاب در آغوش کولاک میخندید ... تو برایش دست میزدی تا از پا نیفتد ...
و او که به خنده هایش هم خندید تو نبودی .
خدایا تو پناه گل امیدی تونگهبان خنده ها و اشکهایش و مهربان ترین در تمام لحظه هایش .... تو در صحرای سوزانش شبنم تازه عشقی .. تو تنها قرص سیمین در این شبهای تاریک اشکی... خداوندا... یاد تو نسیم مهراست سرشار از نوید آزادی....
اکنون گل امید برای دل ترانه تو میخواند ....
خداوندا او که به عاشقانه هایش هم می خندد تو نیستی .
او می خندد تا ریشه هایش بلرزد .... خدایا تو پناه گل امید باش در این خنده بازار تلخ !
ما آدمها همیشه میترسیم و همیشه هم امیدواریم... اما وقتی که به طرف خدا میریم فقط پیروزیه ... شکستی در کار نیست !....
فقط یه نکته:
(( یکی هست که همیشه ما رو میترسونه و به آرمانهای ما میخنده تا ما خودمونو تحقیر کنیم و خودمونو به خنده اون ببازیم ))
باید مواظب این یکی باشیم .
اگه کسی به اشک هامون خندید همونه ... اگه روزی واسه خدا عاشقانه ای گفتیم و کسی خندید همونه .. و اگه روزی به لبخند شوقمون کسی خندید همونه ! مواظبش باشیم !
چون اگه تشخیصش بدیم حقیر و در مانده میشه و خدا از ما فقط همین یه کارو می خواد ! که کار سختیه و آسونم هست !
خدا میگه :
پس شما مؤمنان با دوستان شیطان بجنگید ( از آنها بیم و اندیشه مکنید ) که مکر و سیاست شیطان بسیار سست و ضعیف است .
( سوره النساء آیه 76 ترجمه استاد مهدی الهی قمشه ای )
عاشق عشق بمانید ..
تا دوباره یا یا حق!
به رسم مهرباني ناز كردن
تو يعني كوچه باغ آرزو را
به روي گام ياسي باز كردن
تو يعني وسعت معصوم دل را
به معناي شكفتن هديه دادن
تو يعني بوته اي از رازقي را
ميان حجم گلداني نهادن
تو يعني جستجوي آبي عشق
تو يعني فصل پاك پونه بودن
تو يعني قصه شوق كبوتر
تو يعني لذت سبز شكفتن
تو يعني با تواضع راز دل را
به يك نيلوفر بي كينه گفتن
تو يعني وسعتي تا بي نهايت
تو يعني نغمه موزون باران
تو يعني تا ابد آيينه بودن
براي خاطر دلهاي ياران
تو يعني در حضور نيلي صبح
گلي را به بهار دل سپردن
تو يعني ارغواني گشتن و بعد
هزاران دست تنها را فشردن
تو يعني مثل شبنم عاشقانه
گلوي ياس ها را تازه كردن
تو يعني حجم روياي گلي را
ميان كهكشان اندازه كردن
تو يعني پونه را زير باران
ميان كهكشان اندازه كردن
تو يعني بي ريا چون ياس بودن
و يا به شهر شبنم ها رسيدن
تو يعني انتظار غنچه ها را
ميان شهر رويا خواب كردن
تو يعني غصه هاي زرد دل را
به رنگ نقره مهتاب كردن
تو يعني در سحرگاهي طلايي
به يك احساس تشنه آب دادن
تو يعني نسترن هاي وفا را
به رسم مهرباني تاب دادن
تو يعني غربت يك اطلسي را
ز شوق آرزو سرشار كردن
تو يعني با طلوع آبي مهر
صبور و شوق آرزو سرشار كردن
تو را آن قدر در دل مي سرايم
كه دل يعني ترا زيبا سرودن
فداي تو شقايق احساس
و روياي بي آغاز سرودن


خوبید؟
![]()
![]()
بهم نخندینا![]()
![]()
![]()
![]()
| Design By : Night Skin |


