|
حیف روزهایی که بی تو به سر شد
حیف شبهایی که بی من سحر شد تو بی من ، من از تو تنها تر حیف این عمری که تنها رها شد من سردم ، تو سردی دل نیمه جونه میسوزه ، میسازه میلرزه حتی با چیک چیک اشکام مثل گنجشکی که زیر بارونه لبهامون لبخند عشق رو کم داره دلگیرن روزهامون ، لحظه غمخواره دستهات رو تو دستهام کن ، خیلی محتاجم پاییزم ، میریزم ، رو به تاراجم من ابرم ، تو بارون این قصه خیسه خورشید رو برگردون اعجاز بارون رو باور کن وقتی میخواد این احساس رو از نو بنویسه من ابرم ، تو بارون این لحظه نابه این لحظه مخصوص ماه و مهتابه بیدارم یا اینکه میبینم خوابه کی نیلوفر سهم قلب مردابه اینجا قلب آدمها بی فانوسه رویاشون ، رویا نیست ، کابوسه اینجا چشمامون تو گریه میپوسه من یه جایی میخوام با تو قدر بوسه ما دستهامون با هم دنیا میسازه بی سقف و بی دیوار و بی دروازه ما با هم هستیم و با هم میمیرم بپر ، با من بپر ، وقت پروازه
من چه تلخم امشب از تو کنج این قفس! نازنینم! رازقی کو؟ کو ترانه؟ تو کجایی پس؟ نازنینم! تو که رفتی گل خبر شد گر گرفت و شعله ور شد! لحظه تر شد نازنینم! تو که رفتی باغچه افسرد! آینه دق کرد! بوسه پژمرد! شاپرک مرد! نازنینم! از هجوم گریه گم شد غزل آواز عشق ما! جامه ی آتش به تن کرد پر پرواز عشق ما! تو که رفتی از شب من غزل و ترانه گم شد! رنگی از رنگین کمان و پری از پروانه گم شد! بی تو تا من بی تو تا شب یک غزل کم یک غزل گم! لحظه خالی لحظه خسته! نه ترانه نه ترنم! به کجا برگردم از تو؟ به چه سمت بی پناهی؟ هر طرف ورطه وحشت! هر طرف شط تباهی!
حیف نمیشه بمونی کنارم
|
About![]()
دست بردار ازین هیکل غم
Home
|