ستاره خاموش
!براي اين دلتنگي هميشگي، پاداشي جز سکوت نيست
~~~~ ترس ....... ترسم از دست تو بوده تاریک بود در شب كوچك من افسوس
چشمام منتظر برای رسیدنت ....
من چه غریبم بی حضورت ...
تو چه بزرگی تو سکوتت ...
ستاره ی روشن شب وعده ی دیدارمون ...
شاید که من ببینمت توی رویامون ...
تو بگو ، تو ببین ، تو بیا ..................![]()
~~~~![]()
~~~~
هميشه باشم واست
نه اون اسيري كه
فراموش ميشه باشم واست
دوست دارم اما بدون
صاحب قلبم منم
من نمي تونم واسه تو
غرورم و بشكنم
اين دفعه هم باز مي خوام
با تو مدارا كنم
باز توي چشماي تو
عشقم و پيدا كنم
اين روزا از اون روزا
غرور من بيشتره
صد دفعه بخشيدمت
اين دفعه آخره!
برای خواستن عشقم .... نیااد اون روزی که دیره
واسه ی داشتن عشقم .... نیاد !
ترس ..... ترسم از اینه که روزی
من به یاد تو نباشم ...... دیگه دلسرد بشم از تو
برم و با تو نباشم !
ترس من اینه که روزی روی قولم پا بذارم
واسه بد بینی و حرفات تورو تنها بذارم
ترس من از خنده های تلخ و بی روح لب توست !
کاش بدونی دل تنهام گم شده تو این شب تو
ترس ..... ترسم اینه دیر بفهمی
عشق پاک و تو نگاهم
دیگه آرزوم نباشه.....بمونیم همیشه با هم
.
.
ترس !
اما هول آور نبود
دریا بود
اما غرق نمیکرد
من ذات جهان را
در چشم های تو دیدم
و گرنه می ترسیدم
از ماندن و
زیستن
در این سیاره تاریک
نور معنی نجات است
و تو نور بودی
برای تو دعا خواهم کرد.
باد با برگ درختان ميعادي دارد
در شب كوچك من دلهره ويرانيست
گوش كن
وزش ظلمت را ميشنوي؟
من غريبانه به اين خوشبختي مي نگرم
من به نوميدي خود معتادم
...
گوش كن
وزش ظلمت را ميشنوي ؟
| Design By : Night Skin |


